صنعت دارو فقط با مواد اولیه و خطوط تولید نمی‌چرخد؛ جریان نقدینگی، یکی از حیاتی‌ترین اجزای این صنعت است. وقتی دارو امروز تولید و تحویل شبکه درمان می‌شود اما منابع حاصل از فروش آن با تأخیر به زنجیره بازمی‌گردد، مسئله‌ای که در ظاهر یک «مطالبه مالی» است، به‌تدریج می‌تواند به مسئله تولید و تأمین دارو تبدیل شود.

شرکت‌های دارویی برای ادامه فعالیت خود به جریان مستمر سرمایه در گردش نیاز دارند. خرید مواد اولیه داخلی و وارداتی، مواد بسته‌بندی، پرداخت حقوق و دستمزد، هزینه انرژی، حمل‌ونقل، کنترل کیفیت و نگهداری خطوط تولید، همگی هزینه‌هایی هستند که نمی‌توان پرداخت آنها را برای مدت طولانی به تعویق انداخت. در مقابل، بخش قابل‌توجهی از منابع صنعت پس از عبور دارو از شرکت‌های پخش، داروخانه‌ها، مراکز درمانی، دانشگاه‌های علوم پزشکی و سازمان‌های بیمه‌گر به تولیدکننده بازمی‌گردد.

وقتی «فروش» الزاماً به معنای «وصول پول» نیست

یکی از نکات مهم در تحلیل اقتصاد دارو، تفاوت میان فروش و وصول مطالبات است. ممکن است دارو تولید، توزیع و حتی مصرف شده باشد، اما منابع مالی آن هنوز به حلقه‌های قبلی زنجیره بازنگشته باشد.

طولانی‌شدن این فاصله زمانی باعث می‌شود بخشی از سرمایه شرکت‌ها عملاً در قالب حساب‌های دریافتنی قفل شود. در چنین شرایطی، تولیدکننده برای تأمین هزینه‌های جاری خود به منابع بیشتری نیاز پیدا می‌کند و اگر امکان تأمین مالی مناسب وجود نداشته باشد، فشار نقدینگی به سرعت افزایش می‌یابد.

این فشار زمانی شدیدتر می‌شود که هم‌زمان قیمت مواد اولیه، ارز، دستمزد، بسته‌بندی، انرژی و سایر نهاده‌های تولید نیز افزایش پیدا کنند. در واقع شرکت باید هزینه امروز را با پولی تأمین کند که بخشی از آن مربوط به فروش ماه‌های قبل است و هنوز وصول نشده است.

بحران نقدینگی چگونه به خط تولید منتقل می‌شود؟

کمبود نقدینگی الزاماً به این معنا نیست که یک کارخانه ناگهان تعطیل می‌شود. اثر آن معمولاً تدریجی است.

شرکت در مرحله نخست ممکن است خرید مواد اولیه را محدود کند، سفارش‌های جدید را به تعویق بیندازد یا موجودی انبار خود را کاهش دهد. در مرحله بعد، منابع کمتری برای تعمیر و نوسازی تجهیزات، توسعه خطوط تولید و تحقیق‌وتوسعه باقی می‌ماند.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، شرکت ناچار می‌شود منابع محدود خود را میان محصولات مختلف اولویت‌بندی کند. در چنین فضایی، تولید برخی اقلام با حاشیه مالی پایین‌تر یا نیاز بیشتر به سرمایه در گردش می‌تواند تحت فشار قرار گیرد.

بنابراین رابطه مطالبات معوق و کمبود دارو الزاماً یک رابطه فوری و مستقیم نیست؛ بلکه زنجیره‌ای از فشارهای مالی است که در صورت استمرار می‌تواند ظرفیت تولید و انعطاف‌پذیری صنعت را کاهش دهد.

کمبود؛ نقطه‌ای که مشکل مالی به مسئله سلامت تبدیل می‌شود

زمانی که فشار مالی در چند حلقه زنجیره هم‌زمان ایجاد شود، آثار آن از ترازنامه شرکت‌ها فراتر می‌رود.

کاهش موجودی مواد اولیه، افت ذخایر احتیاطی و محدودشدن امکان افزایش سریع تولید باعث می‌شود زنجیره تأمین در برابر شوک‌ها آسیب‌پذیرتر شود. یک تغییر ناگهانی در تقاضا، مشکل تأمین یک ماده اولیه یا اختلال ارزی در چنین شرایطی می‌تواند سریع‌تر به کمبود یک دارو منجر شود.

در این مرحله، مسئله دیگر صرفاً مالی نیست؛ بیمار، داروخانه و نظام درمان با پیامد آن مواجه می‌شوند.

واردات اضطراری؛ راه‌حل ضروری اما پرهزینه

در صورت بروز کمبود جدی، واردات می‌تواند برای تأمین فوری نیاز بیماران ضروری باشد و در برخی موارد اساساً جایگزینی برای آن وجود ندارد. اما استفاده از واردات برای جبران محصولی که امکان تولید داخلی آن وجود دارد، معمولاً هزینه ارزی بیشتری به اقتصاد تحمیل می‌کند.

به این ترتیب ممکن است چرخه‌ای شکل بگیرد:

تأخیر در وصول مطالبات ← کاهش سرمایه در گردش ← فشار بر تولید ← افزایش ریسک کمبود ← نیاز به تأمین اضطراری یا واردات ← افزایش فشار مالی و ارزی بر نظام سلامت

نکته مهم اینجاست که هزینه‌ای که در ابتدای زنجیره با تأخیر در پرداخت به تعویق افتاده بود، ممکن است در انتهای زنجیره با هزینه بیشتری دوباره ظاهر شود.

آیا مسئله فقط قیمت‌گذاری است؟

تقلیل این وضعیت به قیمت‌گذاری دارو یا عملکرد سازمان غذا و دارو، تحلیل دقیقی از ساختار اقتصادی این بازار ارائه نمی‌دهد.

سازمان غذا و دارو نقش مهمی در تنظیم بازار، سیاست‌های دارویی، صدور مجوزها و نظام قیمت‌گذاری دارد، اما جریان مالی دارو میان بازیگران متعددی حرکت می‌کند؛ از دولت و سازمان‌های بیمه‌گر گرفته تا دانشگاه‌های علوم پزشکی، بیمارستان‌ها، شرکت‌های پخش، داروخانه‌ها، بانک‌ها و تولیدکنندگان.

قیمت‌گذاری البته یکی از متغیرهای مهم اقتصاد تولید است. اگر قیمت یک محصول برای مدت طولانی با تغییر هزینه‌های تولید متناسب نشود، ادامه تولید آن می‌تواند برای بنگاه دشوار شود. اما حتی قیمت مناسب نیز زمانی که پول فروش محصول با تأخیر طولانی وصول شود، الزاماً مشکل نقدینگی تولیدکننده را حل نمی‌کند.

به بیان ساده، «قیمت مناسب» و «پرداخت به‌موقع» دو مسئله متفاوت اما مکمل یکدیگرند.

بدهی یک حلقه، فشار بر کل زنجیره

ویژگی مهم صنعت دارو این است که مشکل نقدینگی در یک بخش، به سرعت به بخش‌های دیگر منتقل می‌شود.

اگر منابع به‌موقع به داروخانه نرسد، داروخانه در پرداخت به شرکت پخش دچار مشکل می‌شود. اگر مطالبات شرکت پخش دیر وصول شود، پرداخت به تولیدکننده به تعویق می‌افتد. تولیدکننده نیز ممکن است نتواند بدهی تأمین‌کننده مواد اولیه را در موعد مقرر پرداخت کند.

بنابراین آنچه در ظاهر مجموعه‌ای از بدهی‌های دوجانبه است، در واقع یک زنجیره به‌هم‌پیوسته از تعهدات مالی است.

در چنین ساختاری، تزریق منابع به یک حلقه بدون اطمینان از حرکت آن در سراسر زنجیره ممکن است اثر محدودی داشته باشد. مسئله اصلی، برقرارشدن یک جریان مالی منظم و قابل پیش‌بینی از ابتدا تا انتهای زنجیره است.

هزینه پنهان مطالبات معوق

انباشت مطالبات فقط حجم بدهی را افزایش نمی‌دهد؛ «زمان» نیز در اقتصاد تورمی هزینه دارد.

اگر یک شرکت مبلغ فروش خود را چندین ماه بعد دریافت کند، ارزش واقعی آن منابع در زمان وصول می‌تواند کمتر از زمان فروش باشد. از طرف دیگر، شرکت در این مدت ممکن است برای تأمین سرمایه در گردش ناچار به استفاده از تسهیلات بانکی و پرداخت هزینه مالی شود.

در نتیجه، تأخیر در پرداخت عملاً می‌تواند نوعی هزینه تأمین مالی پنهان را از خریدار به تولیدکننده منتقل کند.

هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، منابعی که می‌توانست صرف توسعه خطوط تولید، افزایش ظرفیت، تحقیق‌وتوسعه و ورود محصولات جدید شود، بیشتر صرف مدیریت نقدینگی روزمره خواهد شد.

راه خروج چیست؟

حل مسئله به یک تصمیم واحد محدود نمی‌شود. پرداخت به‌موقع و منظم مطالبات، تعیین برنامه مشخص برای تسویه بدهی‌های انباشته، کاهش زمان گردش پول در زنجیره، ایجاد ابزارهای مؤثر تأمین سرمایه در گردش و افزایش شفافیت بدهی‌ها از مهم‌ترین اقدامات کوتاه‌مدت هستند.

در کنار آن، پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌های ارزی، تجاری و قیمت‌گذاری اهمیت زیادی دارد. تولیدکننده‌ای که نمی‌تواند هزینه مواد اولیه، زمان دریافت ارز، قیمت فروش یا زمان وصول مطالبات خود را با حد قابل قبولی پیش‌بینی کند، طبیعتاً در برنامه‌ریزی تولید و سرمایه‌گذاری بلندمدت نیز محتاط‌تر خواهد شد.

از این منظر، مسئله اصلی صرفاً «تزریق پول» نیست؛ اصلاح معماری تأمین مالی زنجیره دارو است.

هدف باید رسیدن به سیستمی باشد که در آن منابع مالی هم‌زمان با حرکت دارو در زنجیره، با نظم و سرعت قابل پیش‌بینی در جهت معکوس حرکت کنند.

 

اشتراک‌ها: