در بسیاری از کارخانه‌های ایران، بخشی از هزینه واقعی تولید روی کاغذ دیده نمی‌شود؛ هزینه‌ای که نه در قبض برق و گاز، نه در فاکتور مواد اولیه و نه حتی در صورت‌های مالی به شکل مستقیم خود را نشان می‌دهد. این هزینه پنهان، فرسودگی ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی است؛ مشکلی که سال‌ها در سایه محدودیت سرمایه‌گذاری، دشواری واردات، نوسان نرخ ارز، تحریم و نبود منابع کافی برای نوسازی انباشته شده و اکنون به یکی از عوامل افزایش قیمت تمام‌شده تولید تبدیل شده است.

به گزارش مجله خبری غذا و دارو، ماشین‌آلات فرسوده فقط به معنای دستگاهی قدیمی نیستند. یک خط تولید پیر می‌تواند با توقف‌های مکرر، مصرف بالاتر انرژی، نیاز بیشتر به تعمیرات، کاهش سرعت تولید، افزایش ضایعات و افت کیفیت، هزینه‌ای چندلایه به تولیدکننده تحمیل کند. در شرایطی که بنگاه‌های صنعتی همزمان با تورم، افزایش دستمزد، هزینه انرژی، دشواری تأمین مواد اولیه و محدودیت منابع مالی مواجه‌اند، استهلاک تجهیزات می‌تواند حاشیه سود آنها را بیش از پیش کاهش دهد.مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که تولیدکننده برای جایگزینی یک دستگاه فرسوده امکان دسترسی آسان به ماشین‌آلات جدید را نداشته باشد. از یک طرف قیمت تجهیزات خارجی با نرخ ارز افزایش یافته و از طرف دیگر برخی تجهیزات تخصصی یا قطعات آنها به دلیل محدودیت‌های تجاری به‌سادگی در دسترس نیستند. نتیجه، تعمیر مداوم دستگاهی است که عمر اقتصادی آن به پایان رسیده اما هنوز باید تولید کند.این وضعیت در ظاهر به معنای صرفه‌جویی است، اما در واقع می‌تواند نوعی «هزینه‌سازی پنهان» باشد؛ زیرا هزینه تعمیر امروز ممکن است تنها چند درصد قیمت خرید دستگاه جدید باشد، اما مجموع توقف تولید، افت بهره‌وری، مصرف انرژی و ضایعات در طول زمان، رقم بسیار بزرگ‌تری ایجاد کند.

وقتی دستگاه فرسوده، هزینه تولید را بالا می‌برد

یکی از نخستین آثار فرسودگی ماشین‌آلات، افزایش هزینه تعمیر و نگهداری است. دستگاه‌های قدیمی معمولاً بیش از تجهیزات جدید نیازمند تعمیرات دوره‌ای و تعویض قطعات هستند. در بسیاری از صنایع، مشکل فقط هزینه قطعه نیست؛ یافتن قطعه مناسب، توقف خط تولید و اعزام نیروی متخصص نیز هزینه دارد.

وقتی یک خط تولید برای چند ساعت یا چند روز متوقف می‌شود، کارخانه تنها هزینه تعمیر را پرداخت نمی‌کند. ظرفیت تولید از دست می‌رود، سفارش‌ها ممکن است با تأخیر تحویل شوند، برنامه تولید به هم می‌ریزد و در برخی موارد مشتری نیز از دست می‌رود.این مسئله برای صنایع کوچک و متوسط جدی‌تر است. بنگاهی که تنها یک یا دو خط تولید دارد، معمولاً توان تحمل توقف طولانی را ندارد. اگر یک دستگاه اصلی از کار بیفتد، بخش قابل توجهی از فعالیت مجموعه متوقف می‌شود. در مقابل، یک واحد بزرگ‌تر ممکن است بتواند بخشی از تولید را به خطوط دیگر منتقل کند.

فرسودگی همچنین با کاهش بهره‌وری ارتباط دارد. ماشین‌آلات جدیدتر معمولاً با سرعت و دقت بالاتری کار می‌کنند و امکان کنترل دقیق‌تر فرآیند تولید را فراهم می‌کنند. دستگاه قدیمی ممکن است برای تولید همان محصول، زمان بیشتری نیاز داشته باشد یا به دلیل خطاهای بیشتر، میزان ضایعات را افزایش دهد.

از سوی دیگر، مصرف انرژی نیز یکی از هزینه‌های پنهان تجهیزات فرسوده است. بسیاری از ماشین‌آلات قدیمی با فناوری‌های جدید بهره‌وری انرژی قابل مقایسه نیستند. موتورهای قدیمی، سیستم‌های انتقال نیرو، کمپرسورها و تجهیزات حرارتی فرسوده می‌توانند انرژی بیشتری برای تولید همان مقدار محصول مصرف کنند.این مسئله در اقتصادی که صنایع با ناترازی انرژی و محدودیت برق و گاز نیز مواجه‌اند، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. کارخانه‌ای که با ماشین‌آلات کم‌بازده فعالیت می‌کند، هم هزینه بیشتری برای انرژی می‌پردازد و هم در زمان محدودیت انرژی آسیب بیشتری می‌بیند.بنابراین نوسازی ماشین‌آلات تنها یک موضوع صنعتی نیست؛ مستقیماً با بهره‌وری انرژی و تاب‌آوری تولید نیز ارتباط دارد.

سرمایه‌ای که به جای توسعه صرف تعمیر می‌شود

یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده فرسودگی تجهیزات، تغییر مسیر سرمایه بنگاه است. منابعی که می‌توانست صرف توسعه ظرفیت، تحقیق و توسعه، آموزش نیروی انسانی یا ورود به بازارهای جدید شود، به تعمیر دستگاه‌های قدیمی اختصاص پیدا می‌کند.

تولیدکننده‌ای را تصور کنیم که هر سال بخشی از درآمد خود را برای تعمیر یک خط تولید فرسوده هزینه می‌کند. در ظاهر، کارخانه همچنان فعال است و تولید ادامه دارد، اما بخشی از سرمایه بنگاه به جای ایجاد ظرفیت جدید، صرف حفظ ظرفیت موجود می‌شود.رقیب خارجی یا حتی رقیب داخلی که به ماشین‌آلات جدیدتر دسترسی دارد، می‌تواند محصول را با کیفیت بالاتر، ضایعات کمتر و سرعت بیشتر تولید کند. بنگاهی که با تجهیزات قدیمی فعالیت می‌کند، ناچار است برای حفظ بازار یا قیمت خود را کاهش دهد یا کیفیت را فدا کند؛ هر دو مسیر نیز فشار بیشتری بر سودآوری وارد می‌کنند.فرسودگی تجهیزات همچنین می‌تواند مانع ورود فناوری‌های جدید شود. بسیاری از ماشین‌آلات قدیمی امکان اتصال به سیستم‌های هوشمند، کنترل دیجیتال، پایش لحظه‌ای و تحلیل داده را ندارند. در نتیجه، کارخانه‌ای که نتواند تجهیزات خود را نوسازی کند، از مسیر تحول صنعتی نیز عقب می‌ماند.

این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که رقابت جهانی به سمت اتوماسیون، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و تولید هوشمند حرکت کرده است.

اگر صنعت ایران همچنان بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را با تجهیزات قدیمی اداره کند، فاصله بهره‌وری با رقبای منطقه‌ای و جهانی افزایش خواهد یافت.نوسازی ماشین‌آلات البته صرفاً خرید دستگاه جدید نیست. نوسازی واقعی باید با آموزش نیروی انسانی، اصلاح فرآیندها، تأمین قطعات، خدمات پس از فروش و دسترسی به فناوری همراه باشد. در غیر این صورت، حتی خرید تجهیزات جدید نیز ممکن است به افزایش بهره‌وری پایدار منجر نشود.از سوی دیگر، تامین مالی نوسازی یکی از چالش‌های اصلی صنایع است. بنگاه‌هایی که با سرمایه در گردش محدود مواجه‌اند، معمولاً اولویت خود را به خرید مواد اولیه و پرداخت هزینه‌های جاری می‌دهند. در چنین شرایطی، خرید ماشین‌آلات جدید به یک هزینه سنگین و قابل تعویق تبدیل می‌شود.اگر نوسازی صنعتی برای اقتصاد کشور یک ضرورت است، نمی‌توان تمام بار آن را بر دوش بنگاه گذاشت.

تسهیلات بلندمدت، تامین مالی زنجیره‌ای، مشوق‌های مالیاتی، تسهیل واردات ماشین‌آلات تخصصی، حمایت از ساخت تجهیزات داخلی و ایجاد بازار ثانویه برای ماشین‌آلات می‌تواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد.نوسازی صنعتی؛ هزینه نیست، سرمایه‌گذاری استنگاه کوتاه‌مدت به ماشین‌آلات یکی از موانع اصلی نوسازی صنعتی است. زمانی که خرید یک دستگاه جدید تنها به عنوان یک هزینه دیده شود، طبیعی است که بنگاه ترجیح دهد دستگاه قدیمی را تعمیر کند و تولید را ادامه دهد. اما اگر هزینه‌های پنهان استهلاک نیز محاسبه شود، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد.

یک دستگاه فرسوده ممکن است روی کاغذ هنوز ارزش دفتری داشته باشد، اما اگر مرتب خراب شود، انرژی زیادی مصرف کند، ضایعات ایجاد کند و سرعت تولید را پایین بیاورد، ارزش اقتصادی واقعی آن بسیار کمتر از آن چیزی است که در حساب‌ها دیده می‌شود.بنابراین لازم است بنگاه‌ها محاسبه «هزینه مالکیت» و «هزینه چرخه عمر» تجهیزات را جدی‌تر بگیرند. تصمیم برای نگهداشتن یا تعویض یک ماشین‌آلات نباید صرفاً بر اساس قیمت خرید دستگاه جدید باشد؛ بلکه باید هزینه تعمیر، توقف تولید، مصرف انرژی، ضایعات، کیفیت محصول و ظرفیت از دست‌رفته نیز در نظر گرفته شود.

از منظر سیاست‌گذاری نیز باید میان صنایع مختلف تفاوت قائل شد. همه تجهیزات فرسوده الزاماً نیازمند جایگزینی فوری نیستند. برخی ماشین‌آلات را می‌توان با تعمیر اساسی و ارتقای فنی به چرخه تولید بازگرداند. در مقابل، در برخی خطوط، ادامه استفاده از تجهیزات قدیمی از نظر اقتصادی دیگر توجیه ندارد.توسعه صنعت ماشین‌سازی داخلی نیز می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد. اگر تولیدکنندگان داخلی بتوانند تجهیزات رقابتی و قابل اعتماد برای صنایع مختلف تولید کنند، وابستگی به واردات کاهش می‌یابد و فرآیند نوسازی سریع‌تر می‌شود. البته حمایت از ساخت داخل نباید به معنای تحمیل تجهیزات کم‌کیفیت به تولیدکننده باشد. معیار اصلی باید کیفیت، بهره‌وری، قیمت و خدمات پس از فروش باشد. مسئله ماشین‌آلات فرسوده را نمی‌توان از سایر مشکلات اقتصاد صنعتی جدا کرد. نوسان نرخ ارز، محدودیت سرمایه‌گذاری، تحریم، دشواری انتقال فناوری، ناترازی انرژی، ضعف تامین مالی و کاهش قدرت خرید، همگی بر توان صنایع برای نوسازی اثر می‌گذارند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، صنعت ممکن است در ظاهر همچنان تولید کند، اما هزینه واقعی تولید روزبه‌روز افزایش خواهد یافت. کارخانه‌ای که با ماشین‌آلات پیر فعالیت می‌کند، ممکن است هنوز محصول تولید کند، اما در رقابت با تولیدکننده‌ای که تجهیزات مدرن دارد، به تدریج زمین بازی را از دست می‌دهد. هزینه استهلاک پنهان در نهایت از جیب تولیدکننده خارج نمی‌شود؛ بخشی از آن در قیمت محصول، بخشی در کاهش دستمزد و سرمایه‌گذاری، بخشی در کاهش کیفیت و بخشی نیز در کاهش قدرت رقابت اقتصاد ظاهر می‌شود.

از همین رو، نوسازی ماشین‌آلات را نباید پروژه‌ای لوکس یا مختص صنایع بزرگ دانست. این مسئله مستقیماً با آینده تولید، اشتغال، صادرات و قدرت رقابت اقتصاد ایران ارتباط دارد.صنعتی که تجهیزات خود را به‌موقع نوسازی نکند، دیر یا زود هزینه آن را خواهد پرداخت؛ اما این هزینه فقط در ترازنامه کارخانه باقی نمی‌ماند. هزینه آن به قیمت کالا، مصرف انرژی، کاهش بهره‌وری و در نهایت به کل اقتصاد منتقل می‌شود.

اشتراک‌ها: